معنی کاسرالریاح
6 بازدید
[ سِ رُرْ ریا ] (ع ص مرکب) بادکش. بادشکن، هوالدواء الذی من شأنه ان یجعل قوام الریح رقیقاً هوائیاً بحرارته و تخفیفه فیتحلل و ینتقض عماً یحتقن فیه مثل بزرالسداب. (قانون ابوعلی، کتاب دوم ص ۱۴۹ س ۱۵). آنچه قوام ریاح غلیظ به حرارت رقیق ساخته دفع نماید مانند تخم سداب.
کلمات همقافیه با «کاسرالریاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر