معنی کاسج
8 بازدید
[ سُ ] (اِ) کاسجوک. خارپشت کلان تیرانداز را گویند. (برهان). رکاشه و ریکاشه. (جهانگیری) (انجمن آرا). تشی. نوعی از قنفذ کبیر جبلی : بروی صف شده از زخم یاسج همه اعضاش همچون پشت کاسج. نزاری قهستانی (از جهانگیری). و رجوع به کاسجوک و تشی شود.
کلمات همقافیه با «کاسج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سج» برای سرودن شعر