معنی کاستر
5 بازدید
[ تَ ] (اِ) کاسر. رجوع به کاسر شود.(اِخ) حاکم نشین ناحیهٔ تارن در ساحل «اگو» مصب تارن. جمیت ۳۰۷۸۱ تن. راه آهن دارد تا ۲۴هزارگزی جنوب شرقی «البی» محصول آن انواع پارچه های پشمی، و ماهوت و شبکلاه و جوراب و پوست است. زادگاه «داسیه»، «ساباتیه»میباشد. تمام ناحیه ۱۹ کانتن و ۱۵۴ کمون و ۱۵۸۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
کلمات همقافیه با «کاستر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر