معنی کاسبة
6 بازدید
[ سِ بَ ] (ع ص، اِ) مرغ و دَد شکاری. || هر یک از اندام بدن. || هر یک از دست و پا. ج، کواسب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کاسبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر