معنی کازهٔ صیاد
5 بازدید
[ زَ یِ صَ یْ یا ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) زَرْب. ناموس. (دهار). داموس. (منتهی الارب). قتره. (دهار) (منتهی الارب). دجیه. (منتهی الارب): اندماق، درآمدن صیاد در کازه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تدمیر، پشم دود کردن صیاد کازه را تا صید بوی وی درنیابد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کازهٔ صیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر