معنی کازرون

معنی کازرون

3 بازدید
[ زِ ] (اِخ) نام شهری و ولایتی باشد از فارس و به این معنی با زای فارسی هم آمده است. (برهان). نام قصبه ای است در خرّه شاپور فارس به طراوت و خضارت معروف و در حوالی آن باغی به بسیاری و خوبی نارنج مشهور، بگاه بهار از احجار جدار و دیوار خانهای آن که غالباً از سنگ است سبزه روید. بلیان و دوان که شیخ امین الدین عارف و جلال الدین علامه از آنجا بوده اند از توابع آنجا است، گویند بنای آن از امیر عضدالدوله دیلمی بوده است و کازرون بحیره ای است که گرداگرد آن دوازده فرسخ و در قرب آن نرگس زاری است نیکو، «نورد» نام قریهٔ آن بوده، از آنجا برخاسته شیخ ابواسحاق ابراهیم بن شهریار کازرونی که بروزگار خود عارف یگانه بوده و در ۴۲۶ هـ . ق. رحلت نموده. (انجمن آرا) (آنندراج). ناحیتی به فارس بطول ۸۴ و عرض ۶۰ هزار گز که از شمال به ممسنی، از مشرق ببلوک کوه مره و از جنوب به جره و دشتی و خشت و از مغرب بماهور میلاتی و خشت محدود است و جمعیت آن ۳۵۰۰۰ تن، مرکز آن کازرون در ۱۰۰هزارگزی شیراز و ۱۲۰۰ تن سکنه دارد. (برهان قاطع چ معین، حاشیهٔ لغت کازرون، از جغرافیای سیاسی کیهان صص ۲۲۷ -۲۲۸). شهر کازرون مرکز شهرستان کازرون و بخش مرکزی و دهستان حومه و یکی از شهرهای قدیمی کشور است. در ابتدا شهر شاپور که در ۲۰هزارگزی شمال باختر کازرون فعلی خرابه های آن باقی است اهمیت و مرکزیت داشته و شهر فعلی از توابع آن بوده و بعد از خرابی شهر شاپور فیروز پسر بهرام ساسانی کازرون را شهر نموده و قباد پادشاه ساسانی آن را آبادتر و بزرگتر گردانید. فاصلهٔ آن تا شیراز ۱۲۳ و تا بوشهر ۲۴۴ هزار گز و مختصات جغرافیایی آن عبارتند از: طول ۵۱ درجه و ۳۸ دقیقه از گرینویچ و عرض ۲۹ درجه و ۳۷ دقیقه و ارتفاع از سطح دریا در حدود ۸۰۰ گز است. ابنیه و کوچه های شهر عموماً بسبک قدیم ساخته شده فقط دو خیابان جدیدالاحداث بنام خیابان شادروان و شاپور در آن وجود دارد که مغازه های معدود تازه ساخت در اطراف آن ساخته شده ضمناً شهر دارای چند بازار سرپوشیده میباشد. هوای شهر گرم بالنسبه معتدل است و آب آن از قنوات متعدد تأمین میگردد. در شش هزارگزی باختر شهر آبی است بنام برکک که بسیار سالم و معروف بوده و مورد استفاده قرار میگیرد. کلیهٔ ادارات دولتی و پادگان نظامی و بانک ملی در شهر وجود داشته بعلاوه دارای یک کارخانهٔ برق و یخ،یک کارخانهٔ پنبه پاک کنی، یک سینما و یک باغ ملی و یک دبیرستان و چند دبستان دخترانه و پسرانه و تقریباً ۵۵۰ باب دکان و مغازه است. نفوس شهر مطابق آخرین آمار ۲۵۳۲۸ نفر است. شغل اهالی شهر تجارت و کسب و زراعت بوده صنایع معموله عبارتند از گیوه دوزی و دولچه سازی. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). بنزدیک دریای یون شهری است به ناحیت پارس بزرگ و آبادان و با خواستهٔ بسیار و اندر وی دو آتشکده است که آن را بزرگ دارند. (حدود العالم). سپاه سالار او عبیداللََّه بن معمرالتیمی بود به اصطخر آمد و غزو جور کرد و بکازرون شد و بدارابجرد آمد... (تاریخ سیستان ص ۸۰). گویند این شهر دمیاط ایرانیان است. (معجم البلدان). آن را در قدیم نورد (بر وزن مورد) میگفتند. (از المعجم): هرچند که هست عالم از خوبان پر شیرازی و کازرون و لر کوهی و لر. سعدی (رباعیات). کازرون و نواحی آن: اصل کازرون نورد و دریست و راهبان است بنیاد آن هم طهمورث کرده بوده است و بعد از آن بعهد شاه پوربن اردشیر چون عمارت کرد از مضافات بشاپور بوده است هوای آن گرمسیر است مانند بشاوور و آب آنجا کی خورند همه از چاه خورند هیچ آب روان نیست جز سه کاریز و همه غلهٔ ایشان بخس باشد و اعتماد بر باران دارند و حومهٔ کازرون خراب است اما ضیاع آبادان بسیار دارد و سرایها آنجا نه بر شکل دیگر جایها باشد کی آنجا همه بکوشکها محکم باشد از بیم شبانکارگان کی در آن اعمال باشد و کوشکهاء ایشان جدا جدا باشد درهم نپیوندند و جامهٔ توزی کی کنند چوب کتان بیارند و دستها ببندند و آن را در حوضهاء آب اندازند و رها کنند تا بپوسد پس بیرون آورند و کاه آن دور کنند و بریسند و آن ریسمان کتان را به آب کاریز راهبان شویند و این کاریز راهبان آب اندک دارد اما آن را خاصیت این است کی کتان کی بدآن شویند، سپید آید و هر کجا دیگر کی شویند البته سپید نشود و این کاریز به حکم دیوان پادشاه باشد و سرای امیر را عادت چنان رفته ست کی مایهٔ از دیوان اطلاق کنند تا جولاهگان جامه از بهر دیوان بافند و معتمد دیوان ضبط میکند و بیاعان معتمد باشند کی قیمت عدل بر آن نهند و رقم برزنند و بغربا، فروشند و بروزگار متقدم چنان بودی کی بیاعان بارهاء کازرونی دربستندی و غربا بیامدندی و همچنان دربسته بخریدندی بی آنک بگشادندی از آنک بر بیاعان اعتماد داشتندی و به هر شهر کی ببردندی و خط بیاع بدان عرض کردندی بسود باز خریدندی ناگشاده چنانک وقت بودی کی خرواری کازرونی بده دست برفتی ناگشاده پس چون خیانت در میان آمد و مردم مصلح نماندند آن اعتماد برخاست و دیوانی نقصان گرفت و غربا تجارت کازرون در باقی نهادند خاصه در عهد امیر ابوسعد کی بدسیرتی و ظلم او پوشیده نبود و اگر مشفقی باشد کی این ترتیب بداند کردن مال بسیار از آنجا حاصل گردد و بیرون از جامهٔ کازرونی و معاملهٔ سرای امیر خراج و معاملات باشد کی توفیر آن بعدل وامن بود و در بعضی از این شهرکهاء کازرون جامع و منبر باشد و مردم آنجا متصرف و عوان باشند و غماز اما خانگاهی محتشم است کی همچون حرمی است از آن شیخ ابواسحاق شیرازی رَحِمَهُ اللََّه و موروشتشگان و نواحی معمور از اعمال کازرون است. (فارسنامهٔ ابن البلخی، به اهتمام سید جلال الدین طهرانی، صص ۱۱۸ - ۱۱۹). کازرون از اقلیم سیم است طولش از جزایر خالدات فز و عرض از خط استوا کط یط در اصل سه دیه بوده است نورد و دریست و راهبان طهمورث دیوبند ساخته چون شاپوربن اردشیر بابکان بشاور بساخت آن را از توابع بشاور کرد تا فیروزبن بهرام بن یزدگردبن بهرام گور آن را شهری گردانید و پسرش قباد بر آن عمارت افزود شهری معظم شد و چون در اصل سه دیه بوده اکنون نیز عمارت متفرق بود و در و کوشکهای محکم و معتبر که هر یک همسر قلعه باشد و هوایش گرم است و آبش از سه کاریز که بدان دیهها منسوب است و اعتماد بر باران دارند و میوه هاشان نارنج و ترنج و لیمو و انواع میوهای گرمسیری باشد و در او نوعی خرماست آن را جیلان خوانند مثلش در جهان نیست و آنجا پنبه بسیار بود و قماش کرباسین از کازرون به همهٔ اطراف برند و سخت بسیار بود و اندکی کتان نیز باشد و قماش آنجا اگر جز به آب کاریز راهبان شویند طراوت نپذیرد و مردم آنجا شافعی مذهب اند و در آنجا مزار شیخ ابواسحاق بن ابراهیم بن شهریار کازرونی رحمه اللََّه است و آن حریمی شده است و دیگر مزارات اکابر بسیار است که ذکرشان تطویلی دارد و نواحی بسیار از توابع کازرون است. (نزهة القلوب، المقالة الثالثة، چ لیسترانج ص ۱۳۶).
[ زِ ] (اِخ) (بخش...) نام بخش مرکزی و دهستان حومهٔ شهرستان کازرون و حدود آن عبارتند از شمال و شمال خاوری به بخش کوهمره نودان، از باختر بخش خشت، از خاور شهرستان شیراز، از جنوب شهرستان بوشهر، این بخش در جنوب خاوری شهرستان واقع است. هوای آن گرم بالنسبه معتدل و آب مشروب و زراعتی آن از رودخانهٔ جره و شاپور و قنوات متعدد تأمین میشود. محصولات بخش عبارتند از: غلات و تریاک و برنج و کنجد و صیفی جات و جزئی مرکبات و خرما و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و کسب است. از چهار دهستان: حومه، فامور، جره، شاپور تشکیل یافته مجموع قراء و قصبات آن ۸۹ و نفوس آن با خود شهر کازرون در حدود ۴۴۰۰۰ نفر است. مرکز بخش شهر کازرون میباشد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ زِ ] (اِخ) (دروازهٔ ...) یکی از دروازه های نه گانهٔ شیراز. (از نزهة القلوب ج ۳ چ لیسترانج ص ۱۱۴).
[ زِ ] (اِخ) (شهرستان...) شهرستان کازرون یکی از شهرستانهای استان هفتم کشور (فارس) است و حدود آن بقرار زیر میباشد. از شمال و شمال باختری به شهرستان بهبهان، از شمال خاوری و خاور به شهرستان شیراز و از جنوب و جنوب باختر به شهرستان بوشهر و از جنوب خاوری به شهرستان فیروزآباد. آب و هوا: هوای شهرستان بطور کلی گرم منتهی شدت گرما به متقضای عرض جغرافیائی و پست و بلندی زمین متغیر است. بطوری که در قسمت شمالی شهرستان هوای دهستانهای دشمن زیاری و جاوید از بخش فهلیان و ممسنی و دهستان دشت ارژن از بخش کوهمره نودان نسبةً ملایم و ییلاقات شهرستان محسوب شده برعکس در قسمت های جنوبی در دهستانهای خشت و کمارج و ماهور میلاتی گرمای هوا در تابستان به منتهی شدت خود رسیده علاوه بر آن وزش بادهای گرم و سوزان زندگی را بر اشخاص غیر بومی مشکل میسازد در قسمت اخیر تقریباً زمستان وجود نداشته و برف دیده نشده است. آب مشروب و زراعتی شهرستان از رودخانه ها و چشمه سارهای متعدد و قنوات و در بعضی نقاط از چاه تأمین و مقدار آب شهرستان با مقایسه با شهرهای مجاور زیاد و مطبوع و گوارا میباشد. ارتفاعات: بطور کلی شهرستان کازرون یک منطقهٔ کوهستانی محسوب و امتداد ارتفاعات مثل سایر نقاط استان فارس از شمال باختری به جنوب خاوری بوده و رشته های زیر از شمال به جنوب در آن مشاهده میگردد. ۱- ارتفاعات شمالی رودخانهٔ فهلیان که امتداد کوههای کهکیلویه و از تنگ معروف تامرادی وارد شهرستان گردیده و در دشت همایجان، واقع در جنوب اردکان ختم میشود عمق این ارتفاعات زیاد و در بعضی نقاط تا ۵۰ هزار گز میرسد و بلندترین قلل آن عبارتند از: کوه سرتنگ، تامرادی، قلعه، پره گه دان ۲۴۰۰ گز، کوه روال، سر کوه ۲۰۰۰ گز، کوه سیاه ۱۹۰۰ گز، کوه رنج ۳۰۰۰ گز. ۲- ارتفاعات جنوبی رودخانهٔ فهلیان که از جنوب خاوری بهبهان و ناحیهٔ گچساران شروع و بوسیلهٔ رودخانه مزبور قطع شده مجدداً در حاشیهٔ جنوبی آن امتداد مییابد در حدود دهستان بکش امتداد این ارتفاعات به جنوب خاوری متمایل و از حاشیهٔ باختری دشت ارژن گذشته (کتل پیره زن و دختر و سرچشمهٔ رودخانه های قره آغاج و شاپور در این ناحیه است) و به ارتفاعات کوهمره سرخی متصل میگردد در باختر ناحیهٔ اخیر دره کازرون و دریاچهٔ کوچک پریشان یا فامور قرار دارد. دامنه های شمالی این رشته تا کناره های رودخانهٔ فهلیان و دامنه های جنوبی آن که شکل حلزونی دارد در ناحیهٔ ماهور و میلاتی گسترده شده معروفترین قلل شمالی عبارتند از: کوه بزان ۱۶۰۰ گز، کوه آبگرم ۱۷۲۰ گز و بلندترین قلل جنوبی عبارتند از کوه کارده ۹۰۰ گز، کوه گچ ترش ۱۰۵۰ گز، کوه دوسرخان ۸۳۰ گز. ۳- ارتفاعات بین رودخانهٔ دالکی و شاپور که از ناحیهٔ فراشبند و جنوب دهستان جره شروع و امتداد شمال باختری را طی نموده و در حوالی کازرون به باختر متوجه شده و در ملتقای دو رودخانهٔ مزبور تمام میشود. کتل های معروف ملو و رودک در ناحیهٔ اخیر قرار دارد و شوسهٔ کازرون به بوشهر از روی آنها کشیده شده. بلندترین قلل این رشته عبارتند از: کوه بزنگ ۱۴۷۴ گز، کوه سربالشت ۱۷۹۰ گز، کوه تکاب ۹۵۳ گز. رودخانه ها: ۱ -رودخانهٔ شش پیر که از جنوب خاوری ارتفاعات اردکان سرچشمه میگیرد ابتدا در سمت جنوب و بعد به طرف باختر جریان پیدا کرده و دهستان دشمن زیاری را مشروب می کند (در این ناحیه باسم دشمن زیاری خوانده میشود) و در ۱۸هزارگزی خاور قصبهٔ فهلیان با رود شیرین تلاقی و وارد دهستان مزبور شده و بعد از مشروب ساختن دهستان رستم (در این ناحیه باسم رودخانهٔ فهلیان خوانده میشود) به باختر امتداد یافته و با رودخانهٔ تنگ شیب که از شمال دهستان رستم جاری است یکی شده از شهرستان خارج وارد ناحیهٔ باشت و بادی و گچساران از شهرستان بهبهان میشود. ۲- رودخانهٔ شاپور -در ارتفاعات کوهمره نودان سرچشمه گرفته و بعد از عبور از دهستان کوهمره و تنگ چوگان دهستان شاپور را مشروب و از باختر کتل رودک گذشته بعد از مشروب نمودن دهستان خشت در قسمت جنوبی دهستان ماهور و میلاتی جریان پیدا کرده و با پیچ و خم های زیادی وارد دهستان مزارعی و زیر راه شهرستان بوشهر میگردد. ۳- رودخانهٔ دالکی -از ارتفاعات کوهمره سرخی در تنگ شیب سرچشمه گرفته بعد از مشروب نمودن دهستان جره (در این ناحیه برودخانهٔ جره معروف است) به باختر متمایل و وارد کوهستان شده از خاور کتل ملو وزیر پل معروف دالکی که شوسهٔ کازرون به بوشهر از روی آن پل کشیده شده گذشته و وارد دهستان زیر راه از شهرستان بوشهر میشود. دو رودخانهٔ اخیر در شهرستان بوشهر یکی شده و بنام رود حله به خلیج فارس میریزد. سازمان ادارای: شهرستان کازرون از چهار بخش مرکزی: خشت، کوهمره نودان، فهلیان و ممسنی تشکیل یافته مجموع قراء و قصبات آن ۴۰۹ و نفوس شهرستان در حدود ۱۱۱۰۰۰ نفر است... محصولات عمدهٔ شهرستان عبارتند از: غلات و تریاک و تنباکو و خرما و برنج و حبوبات و پنبه و جزئی مرکبات و محصول حیوانی عبارت از لبنیات و پشم و پوست و صنایع معموله قالی بافی و گلیم بافی و شال و گیوه بافی است. راهها: ۱- راه شوسهٔ شیراز، کازرون، بوشهر. ۲- راه شوسهٔ کازرون، فهلیان، بهبهان. ۳- راه فرعی کازرون، جره، فراشبند. ۴- راه فرعی دشت برم، نودان، کازرون بعلاوهٔ راههای فرعی زیادی که بوسیلهٔ اهالی دهستانها تسطیح شده و در فصل مساعد قابل عبور اتومبیل است در شهرستان وجود دارد. راههای مزبور در نقشهٔ پیوست با علائم شرطیهٔ مربوطه رسم شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «کازرون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید