معنی کار پیش رفتن
8 بازدید
[ رَ تَ ] (مص مرکب) پیشرفت کردن امر. جلو رفتن کار: گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر چار ترکت باید اول تا رود کار تو پیش ترک اول ترک مال و ترک ثانی ترک جاه ترک ثالث ترک راحت ترک رابع ترک خویش. خواجه سلمان (از آنندراج). زاهد نخوری نقل فریبی بتو گفتم کاری نرود پیش اگر توبه ز می هست. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کار پیش رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر