معنی کار نیکو
6 بازدید
[ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) عرف. (ترجمان القرآن). کار نیکو و گزیده کردن، تعاطی. (منتهی الارب). کار نیکو کردن، صنعت. - امثال: کار نیکو کردن از پر کردن است. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کار نیکو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کو» برای سرودن شعر