معنی کار دشوار
[ رِ دُشْ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کار سخت. عمل مشکل. امرٌ عُضال. (منتهی الارب). فَظیع. (دهار). کَلوف. ضَرّاء. کوفان، کُوِّفان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کار دشوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر