معنی کار بر هم زدن
5 بازدید
[ بَ هَ زَ دَ ] (مص مرکب) خراب کردن کار. (آنندراج): دریاب که زد کار جهانی همه بر هم چشم تو و عذرش همه این است که مستم. خواجه جمال الدین (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کار بر هم زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر