معنی کاریسرای
5 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) زجال. زاجل. وشاح. تصنیف ساز. حراره گوی. مُوَشَّح.
کلمات همقافیه با «کاریسرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر