معنی کاریزکن
6 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) مقنی و کاونده. (ناظم الاطباء). کمانه. کومش. قَناء. کاریزگر.
کلمات همقافیه با «کاریزکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر