معنی کاریزنو

معنی کاریزنو

4 بازدید
[ نُ ] (اِخ) دهی از دهستان قصبهٔ مرکز دهستان بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد، در ۵۰هزارگزی شمال باختری تربت جام سر راه شوسهٔ عمومی مشهد به تربت جام. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۸۰۴ تن است. قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و بنشن و پنبه و شغل اهالی زراعت و کسب و مالداری و قالیچه بافی است. راه اتومبیل رو دارد. دارای دبستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نُ ] (اِخ) دهی از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند، در ۲۲هزارگزی خاور خوسف و ۳هزارگزی باختر گل. کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۹۱ تن است، قنات دارد. محصول آن غلات و بادام و زرد آلو و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نُ ] (اِخ) دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، در ۲هزارگزی باختر قدمگاه. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۲۶۷ تن است. قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نُ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، در ۲۴هزارگزی جنوب مالرو عمومی فریمان. کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۲۸۵ تن است. قنات و چشمه دارد. محصول آن غلات و بنشن و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نُ ] (اِخ) دهی از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور، در ۲۷هزارگزی جنوب خاوری فدیشه. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۱۴۲ تن است. قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ نُ ] (اِخ) دهی از دهستان احمد آباد بخش فریمان شهرستان مشهد، در ۳۶هزارگزی شمال باختری فریمان. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۸ تن است. قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «کاریزنو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید