معنی کارگشای
7 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) کارگشا. حلاّل مشکلات : خدای عزوجل رحم کرد بر دل من بفضل و رحمت بگشاد کار کارگشای. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۳۹۰). کف نیاز بحق برگشای و همت بند که دست فتنه ببندد خدای کارگشای. سعدی. || خدای عزّوجل : ای کارگشای هرچه هستند نام تو کلید هرچه بستند.نظامی.
کلمات همقافیه با «کارگشای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر