معنی کارگردان
6 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) کسی که کارها را روبراه میکند. مدیر. سرکار: رجلٌ قلب، مردی کارگردان. (محمودبن عمر ربنجنی). || در تداول امروز بکسی گویند که نمایشنامه ها را به روی صحنه می آورد:کارگردان سینما و تآتر و تبلیغات. || ج، کارگردانان: کارگردانان مجلس.
کلمات همقافیه با «کارگردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر