معنی کارکشته شدن
7 بازدید
[ کُ تَ / تِ شُ دَ ] (مص مرکب) مجرب شدن. ورزیده شدن. سخت آزموده شدن. و رجوع به معانی کار کشته شود.
کلمات همقافیه با «کارکشته شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر