معنی کارچوب
6 بازدید
(اِ مرکب) چوبها و آلاتی باشد که جولاهگان جامه های نبافتهٔ فراز کرده را با آنها ببافند و به عربی نسج گویند. (برهان) (آنندراج). نسج جولاهی و زردوزی و چکن دوزی. (ناظم الاطباء). مُسط؛ کارچوب که وقت بافتن راست ایستاده دارند. (منتهی الارب). || در هندوستان نوعی از کشیده بود که جامه را در دو چوب کشیده بدوزند و بدین معنی اگر چه صورت لفظ فارسی دارد لیکن در کلام قدما یافته نشده. (آنندراج). || زردوز و چکن دوز. (ناظم الاطباء). و رجوع به دستگاه و کارگاه شود.
کلمات همقافیه با «کارچوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر