معنی کاروزه
6 بازدید
[ زَ ] (اِخ) نام زن محبوب جوان اول که اعیان بلاد راندن او را خواستند به اتهام اینکه ترغیب کنندهٔ وی به کارهای عبث است و شاه هم چنان کرد. (الحلل السندسیه ج ۲ ص ۲۵۱).
کلمات همقافیه با «کاروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر