معنی کارورز
7 بازدید
[ کارْ وَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) کارقبول کننده. کارگر: یکی کارورز و دگر گرزدار سزاوار هر کس پدید است کار.فردوسی. || دانشجویی که امتحان مسابقه را گذرانده و در بیمارستان بدستور سرپزشک کار میکند. (فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «کارورز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رز» برای سرودن شعر