معنی کاروان زدن
6 بازدید
[ کارْ / رِ زَ دَ ] (مص مرکب) حملهٔ دزدان به کاروان و غافلگیر کردن مسافران : کاروانی زده شد کار گروهی سره شد. لبیبی. اگر سلطان دفع دزدان نکند به بازوی خود کاروان میزند. (مجالس سعدی ص ۲۱).
کلمات همقافیه با «کاروان زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر