معنی کارندهو
5 بازدید
[ رَ دَ ] (اِخ) دهی از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس. ۱۲هزارگزی جنوب میناب، واقع در ۴هزارگزی باختر. راه مالرو. جاسک به میناب. جلگه و گرمسیر و مالاریائی و دارای ۱۳۰ تن سکنه است. آب از چاه دارد. محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «کارندهو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هو» برای سرودن شعر