معنی کارند
5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهگیلویهٔ شهرستان بهبهان واقع در ۲۳هزارگزی شمال باختری لک لک، مرکز دهستان و ۱۲هزارگزی خاور شوسهٔ سلطان آباد. کوهستانی و گرمسیر است، دارای ۸۰ تن سکنه، آب آن از چشمه، محصول آن غلات و پشم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی آن قالی بافی و جاجیم بافی و پارچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کارند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر