معنی کارن
6 بازدید
[ رِ ] (اِخ) نام شهری در خط سیر لشکر خشایارشا از لیدیه به داردانل.[ کارْ رِ ] (اِخ) نام سردار قشون مهرداد شاهزادهٔ اشکانی که با اشک بیستم (گودرز) جنگید و لشکر طرف مقابل را شکست داده بیش ازآنچه مقتضی بود آن را تعقیب کرده دور رفت و وقتی که برمیگشت راه او را قوای تازه نفسی قطع کرد و خود او اسیر گردید یا کشته شد. (از تاریخ ایران باستان چ ۲ ص ۲۴۲۱) باز در همین کتاب آمده: گوت شمید گوید: که کارّن والی صفحه ای بود که در آنجا جنگ روی داد. (تاریخ ایران الخ، ص ۱۲۸). ولی مدرک این عقیده را ننموده و در نوشته های تاسی توس هم چنین خبری نیافتیم. (ایران باستان چ ۲ ص ۲۴۲۲).[ رَ ] (اِخ) قارن. رجوع به قارن شود.[ رُ ] (اِخ) (رود...) کارون. رجوع به «کارون» شود.
کلمات همقافیه با «کارن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر