معنی کارمک
6 بازدید
[ مَ ] (اِخ) (دکتر...) مؤلف انگلیسی. از این شخص کتابی بنام «تعلیم نامه در عمل آبله زدن» توسط «حکیم باشی» به فارسی ترجمه شده و به سال ۱۲۴۵ در تبریز با حروف سربی بچاپ رسیده است. (از فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ج ۲ ص ۱۷۵).
کلمات همقافیه با «کارمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر