معنی کارعة
6 بازدید
[ رِ عَ ] (ع ص، اِ) خرمابن لب آب. (ناظم الاطباء). خرمابن به آب نزدیک. ج، کارعات.
کلمات همقافیه با «کارعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر