معنی کارع
9 بازدید
[ رِ ] (ع ص) درآیندهٔ در آب. (منتهی الارب). درآیندهٔ در آب، خواه آب بنوشد و یا ننوشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کارع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر