معنی کارشکسته
8 بازدید
[ شِ کَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) کارکشته. ذلول. مذلل در عمل: لاذلول؛ نه کار شکسته؛ ای مذللة بالعمل. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
کلمات همقافیه با «کارشکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر