معنی کارسازی کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) پرداختن. اداکردن مالی را و دینی را. دادن نقدی را: طلب فلان از من یکصد تومان است که عندالمطالبه کارسازی کنم. و رجوع به «ادا کردن» و «تسلیم کردن» شود. || مدد کردن.
کلمات همقافیه با «کارسازی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر