معنی کارساختگی
8 بازدید
[ تَ / تِ ] (حامص مرکب) عمل کارساخته. کارسازی : که باز چه طریق سازد که خویشتن را به اردو اندازد چون این بهانه یافت بکارساختگی مشغول شد. (جهانگشای جوینی). و رجوع به کار ساختن شود.
کلمات همقافیه با «کارساختگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر