معنی کارد به استخوان رسیدن

معنی کارد به استخوان رسیدن

11 بازدید
[ بِ اُ تُ خوا / خا رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) کنایه از تنگ آمدن و قریب بهلاک شدن. (غیاث). بستوه آمدن. جان بلب آمدن. بجان آمدن. کار بجان رسیدن : کار ستمت بجان رسیده ست وین کارد به استخوان رسیده ست.اخسیکتی. چون کارد به استخوان رسیدش زخمه بهلاک جان رسیدش.نظامی. در پرید و عشق را در بر گرفت عقل و جان را کارد آمد به استخوان.عطار. چون رسید آن کارد اندر استخوان حلقه زد خواجه که مهتر را بخوان.مولوی. بازخر، ما را از این نفس پلید کاردش تا استخوان ما رسید.مولوی. به حاتم ار بجهان آید التجا نکنم به استخوان رسد ار کاردم به دست نیاز. ابن یمین.

کلمات هم‌قافیه با «کارد به استخوان رسیدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید