معنی کارد بر سر بردن
6 بازدید
[ بَ سَ بُ دَ ] (مص مرکب) بریدن سر. - کارد بر سر قلم بردن؛ تراشیدن آن : قلم سرّ سلطان چه نیکو نهفت که تا کارد بر سر نبردش نگفت. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «کارد بر سر بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر