معنی کاردیدن
6 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (مص مرکب) انجام دادن کاری و شغلی. || کار دیدن برای کسی (کسی را)؛ ایجاد واقعه و حادثه برای وی. || تجربه یافتن.
کلمات همقافیه با «کاردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر