معنی کارداران
5 بازدید
(اِ مرکب) ولاة. جِ کاردار. رجوع به مدخل کاردار شود.(اِخ) نام قریهٔ منسوب به کاردار پسر مهر نرسه. (ترجمهٔ ایران در زمان ساسانیان کریستنسن چ ۲ ص ۳۰۲). و رجوع به کاردار شود.
کلمات همقافیه با «کارداران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر