معنی کاربند

معنی کاربند

4 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) صفت فاعلی از کار بستن. کارگزار. مأمور. عامل. فاعل. عمل کننده و اطاعت کننده. (غیاث). بعمل آرنده. (آنندراج): چنان تیره شد چشم پولادوند که دستش عنان را نبد کاربند.فردوسی. پر اندیشه شد جان پولادوند که آن بند را چون بود کاربند.فردوسی. اگر پند ما را شوی کاربند همیشه بماند کلاهت بلند.فردوسی. سرش راست بر شد چو سرو بلند بگفتار خوب و خرد کاربند.فردوسی. گر کاربند باشی اینها را در مکر و غدر سخت ستمکاری. ناصرخسرو. کاربند و مسخر و منقاد امر و نهی ترا قضا و قدر.انوری. امن است در حوالی ملک تو کاربند عدل است در حوالی ملک تو قهرمان. ضرورت است به توبیخ با کسی گفتن که پند مصلحت آمیز کاربندش نیست. سعدی. مستی ما به آب عنب کاربند نیست من سالخورده رند خرابات پرورم. حافظ. دانش و فرهنگ انبازان خرد و خوی نیک کاربند خرد است. (تحفة الملوک). || فرمانبردار. محکوم. || (فعل امر) امر از کار بستن. (آنندراج): کاربندنده. عمل کننده. احمد ترا بجای پدر است مثالهای وی را کاربند باش. (تاریخ بیهقی ص ۳۶۱). مغنی بیا بشنو و کار بند ز قول من این پند داناپسند.حافظ. ج، کاربندان : درختان را بهاران کاربندانند و تابستان ولیکنشان نفرماید جز آسایش زمستانها. ناصرخسرو.
[ بَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش، واقع در ۹۰۰۰ گزی جنوب هشت پر و ۱۰۰۰ گزی باختر شوسهٔ پهلوی به آستارا. جلگه، معتدل، مرطوب و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۳۳۱ تن. طالشی. آب آن از رودخانهٔ ناو. محصول آنجا غلات، برنج، گیلاس و شغل اهالی زراعت و شال بافی است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «کاربند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید