معنی کارانیدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) به کار فرمودن کسی را. (آنندراج). جهد و سعی کردن فرمودن و کوشش کنانیدن. || کاشتن فرمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کارانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر