معنی کارافژول
7 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) پیشکار و گماشته و کارگزار. (ناظم الاطباء). به کار وادارکننده. و هین رجل یکون مع الاجیر فی العمل یحثه علیه. (تاج العروس). رجوع به افژولیدن شود.
کلمات همقافیه با «کارافژول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر