معنی کارافتاده

معنی کارافتاده

6 بازدید
[ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) کاراوفتاده. از کار افتاده. از کار اوفتاده. کسی که با مردم بسیار معامله کرده باشد و تجربه کار بود. (آنندراج). مجرب. کار دیده. با آزمون. آزموده. گرم و سرد جهان چشیده : معشوقه کارافتاده به دل برده و دل داده به.(؟) بوزنه دانست که خوک حرامزاده و کارافتاده است. (سندبادنامه ص ۱۶۹). چنین کردند یاران زندگانی ز کارافتاده بشنو تا بدانی.سعدی (گلستان). عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده بجز از عشق تو، باقی همه فانی دانست. حافظ. بی مروت تر ز گردون نیست در عالم مفید از فلک نتوان طمع کردن که کارافتاده ایم. ملا مفید بلخی (از آنندراج). حسن اگر از قید عاشق پروری آزاده است عشق می داند چه باید کرد، کارافتاده است. درویش واله هروی (از آنندراج). || آنکه مهمی یا مصیبت و دردی عظیم بدو روی کرده باشد: ای قوم الغیاث که کاراوفتاده ایم یاری دهید کز دل یار اوفتاده ایم.خاقانی. نیامد وقت آن کو را نوازیم ز کار افتاده ای را کار سازیم.نظامی. غریبی چون بود غمخوار مانده ز کار افتاده و در کار مانده.نظامی. مرقع برکش نر ماده ای چند شفاعت خواه کارافتاده ای چند.نظامی. صبا برقع گشاده مادگان را صلا درداده کارافتادگان را.نظامی. چون ترا می بینم از آزادگان کی شناسی درد کارافتادگان.عطار.

کلمات هم‌قافیه با «کارافتاده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید