معنی کارآمدگی
7 بازدید
[ مَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) عمل کارآمد: من [ معتصم ] او را [ افشین ] هیچ اجابت نمیکردم از شایستگی و کارآمدگی بودلف. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۷۰). - به کارآمدگی؛ مهارت و ورزیدگی و کاردانی : من نیز آنچه دانستم از شهامت و به کار آمدگی تو باز نمودم. (ایضاً ص ۶۹). و چون نصر گذشته شد از شایستگی و بکارآمدگی این مرد محمود شغل همه صنایع غزنی بدو مفوض کرد. (ایضاً ص ۱۲۴).
کلمات همقافیه با «کارآمدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر