معنی کارآشوبی
6 بازدید
(حامص مرکب) کارشکنی. خرابی کار: ز کارآشوبی مریم برآسود رطب بی استخوان شد شمع بی دود.نظامی. رجوع به گنجینهٔ گنجوی شود.
کلمات همقافیه با «کارآشوبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر