معنی کادمه
7 بازدید
[ مِ ] (اِخ) از پهلوانان اساطیری یونان باستان. پسر آژنور پادشاه فینیقیه بود که بنابر افسانه های کهن خواهر وی را ژوپیتر بربود و او بجستجوی خواهر به جزیرهٔ ردس رفت و در آنجا برای «نبتونوس» معبدی بنا نهاد و اژدهائی بزرگ را بکشت. (تمدن قدیم فوستل دو کولانژ، ترجمهٔ نصراللََّه فلسفی).[ مِ ] (اِخ) نام محلی است که اسکندر اردوی خود را در آنجا زده است. (ایران باستان ص ۱۲۲۵ و ۱۲۳۰).
کلمات همقافیه با «کادمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر