معنی کاخشتوان
6 بازدید
[ خُ تُ ] (اِخ) قریه ای از قراء بخارا در ماوراءالنهر. (معجم البلدان). احمدبن محمدبن نصر گوید: هنوز آن قوم مانده اند در ولایت کش و نخشب و بعضی از دیههای بخارا چون کوشک عمر و کوشک (کا) خشتوان و دیههٔ رزمان و ایشان از مقنع هیچ خبر ندارند. (تاریخ بخارا تألیف نرشخی ص ۸۸).
کلمات همقافیه با «کاخشتوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر