معنی کاخال

معنی کاخال

6 بازدید
(اِ) اثاث البیت. فرش و اوانی. آلات خانه. مبل. در فرهنگها همه جا این کلمه را «کاجال» یا «کاچال» ضبط کرده اند، تنها در لغت فرس چ پاول هورن برای «کاچال» نسخه بدل «کاخال» با خاء معجمه نیز هست و برای «کاچالها» در شعر عنصری : زود بردند و آزمودندش همه کاچالها نمودندش نسخه بدل «کاحالها» با حاء حطی است و من گمان میکنم این کلمه کاخال باشد با خاء معجمه نه «کاجال» و نه «کاچال» و نه «کاحال» و مرکب است از کاخ بمعنی کوشک و قصر و غیره و «ال» حرف نسبت و این معنی را گذشته از اینکه نسخه بدل اسدی پاول هورن تأیید میکند، بودن لفظ کاخ در بیت بهرامی بقصد جناس، مؤید دیگری است و مصراع بهرامی هم که در فرهنگها شاهد «کاچال» آورده اند، شاید در اصل اینطور بوده : بخواست آتش و آن کند را بکند و بسوخت نه تاج ماند و نه تخت و نه کاخ و نه کاخال و کاتب تحریف کرده باشد. رجوع به کاچال و کاچار و آل شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاخال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید