معنی کاج خوردن
5 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) سیلی خوردن : همچو دزدان بکنب بسته ای آونگ دراز دزد نی چوب خورد، کاج خورد مسخره نی. سوزنی (در لغز طبل).
کلمات همقافیه با «کاج خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر