معنی کاجو
6 بازدید
(اِخ) حاکم جانب غربی بغداد: و والوا کاجو الجانب الغربی و جعل الجانب الشرقی الی ابی الفتح تتج الحجری و اخیه ابی الفوارس سخرباس شرکة بینهما. (کتاب الاوراق صولی ص ۸۲). ... و فی هذاالشهر مات المعروف بزنجی الکاتب و کان مقدما فی الکتبة مذ ایام احمدبن محمدبن الفرات و هوالّذی اصطعنه و کان کاجو و ینال انحدر الی ابن رایق فوصلها و رجعاثم انحدر کاجو و ماکرو و تکنجور و صافی قوادالساجیه. (ایضاً کتاب الاوراق صولی ص ۸۵).(اِخ) (رودِ ...) رود کاجو از بگیربند سرچشمه گرفته وارد خلیج گواتر میشود و از شعبات رود سرباز که از رودهای حوضهٔ خلیج فارس است میباشد. (جغرافیای طبیعی کیهان ص ۷۴ و ۸۰).
کلمات همقافیه با «کاجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر