معنی کاجغری
6 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب است به کاجغر. رجوع به کاجغر شود.[ غَ ] (اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن یوسف البارانی. وی از ابوالحسن علی بن ابراهیم ادیب کاجری حدیث کند. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ ب).[ غَ ] (اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن یوسف البهری. وی از ابوالطیب طاهربن حسین روایت دارد و المعی از او روایت کند. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ الف).[ غَ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن ابراهیم الادیب الکاجغری، محدث است و ابواسحاق ابراهیم بن یوسف بارانی کاجغری از وی حدیث کند. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ ب).[ غَ ] (اِخ) ابوالفضل ادریس بن فلوح الحاج، وی از محمدبن عبداللََّه بن حسین روایت کند والمعی ازو روایت دارد. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ ب).[ غَ ] (اِخ) ابوالمظفر ابراهیم بن ابی ابراهیم ادیب، وی از ابویعقوب یوسف بن عاصم روایت کند و المعی کاجغری از او سماع دارد. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ الف).[ غَ ] (اِخ) ابوصابر ایوب بن ملال فقیه. وی از ابوالحرب محمدبن خلف روایت کند و المعی از او روایت دارد. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ ب).[ غَ ] (اِخ) ابوموسی الیاس بن عبداللََّه المؤذن. وی از محمدبن یحیی بن سراقه حدیث کند والمعی از او سماع دارد. (انساب سمعانی ورق ۴۷۰ ب).[ غَ ] (اِخ) عبدالغافربن حسین المعی. وی از ابواسحاق ابراهیم بن یوسف کاجغری و گروهی دیگر روایت دارد. (ایضاً انساب سمعانی ورق ۴۷۰ الف و ب).
کلمات همقافیه با «کاجغری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر