معنی کاجان
5 بازدید
(اِخ) دهی جزء دهستان تاررود بخش حومهٔ شهرستان دماوند، واقع در پانزده هزارگزی جنوب باختر دماوند و شش هزارگزی جنوب راه شوسهٔ تهران به دماوند. در جلگهٔ معتدل و سکنهٔ آن ۲۴۸ تن و زبان آنان فارسی است. آب آن از رودخانه تاررود و محصول آن غلات، بنشن، گردو، انگور، قیسی و شغل اهالی زراعت و باغبانی و جاجیم بافی. مزرعه ورجه و کوه باستول جزء این ده است. راه آن مالرو و راه فرعی به شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).(اِخ) دهی جزء دهستان سیاهکل بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان، واقع در ۲ هزارگزی باختر سیاهکل جلگه. معتدل مرطوب. مالاریائی. سکنهٔ آن ۱۷۷ تن زبان آنان گیلگی فارسی است. آب آن از رودخانهٔ شمرود. محصول آنجا برنج، ابریشم، چای. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «کاجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر