معنی کاتب وحی

معنی کاتب وحی

5 بازدید
[ تِ بِ وَحْ یْ ] (اِخ) هر یک از نویسندگان رسول (ص) که آیات قرآنی نازلهٔ به رسول را می نوشتند. در تجارب السلف نام این نویسندگان چنین آمده: رسول (ص) را ده کاتب بود. بعضی وحی می نوشتند و بعضی حساب صدقات و بردگان که از غزوات آوردندی: اول عثمان بن عفان ، دویم علی بن ابیطالب، سیم خالدبن سعیدبن العاص، چهارم برادرش ابان بن سعید، پنجم العلاءبن الحضرمی، ششم ابی بن کعب، هفتم زیدبن ثابت، هشتم عبداللََّه بن سعد، نهم معاویه، دهم حنظلهٔ اسیدی. (تجارب السلف ص ۶): بپیش کاتب وحیش دوات دار خرد به فرق حاجب بارش نثار بار خدا.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «کاتب وحی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید