معنی کاتب خراسانی

معنی کاتب خراسانی

5 بازدید
[ تِ بِ خُ ] (اِخ) محمدبن عثمان. نوشته اند که معاصر حکیم عنصری بلخی و شاگرد ابوالفرج سگزی بوده و غالباً به خمول میل مینموده زیاده از حالش اطلاعی نیست. ازوست: من قصایده: ای دوست عاشق از بر تو زار میرود دل پر ز رنج و حسرت و تیمار میرود بی یار و دل منم خنک آنکس که در جهان با دل همی خرامد و با یار میرود خوبی همه بمجلس تو آید ای عجب آری سزا بنزد سزاوار میرود من تغزّلاته: حلقه حلقه مشک دارد بر کنار ارغوان توده توده لاله کارد بر کنار ضیمران تیره گشت از خدّ او ماه دو هفته بر فلک طیره گشت از قدّ او سرو سهی در بوستان گه سخن گوید بمجلس چون عطارد بیدهن گه کمربندد به میدان همچو جوزا بی میان جز زنخدانش شنیدستی ز سیم ساده گوی غیر زلفش دیده ای از مشک سوده صولجان. پوشیده نماناد این چند بیت از این تغزّل بنام دیگری نیز مذکور و مسطور است ولی در تذکرهٔ درویش حسین نوری کاشانی بنام وی دیده شد و با وجود شبهه ثبت گردید العلم عنداللََّه. (مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۴۸۵). چنین شخصی در لباب الالباب و تذکرهٔ دولتشاه یاد نشده، و ظاهراً هویت او با محمدبن عثمان عتبی کاتب (لباب الالباب ج ۲ ص ۲۸۷) معاصر بهرامشاه خلط شده است.

کلمات هم‌قافیه با «کاتب خراسانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید