معنی کابنه
5 بازدید
[ بِ نَ / نِ ] (اِ) بمعنی چشم باشد چنانکه هر گاه گویند «کابنه بدو دار» مراد آن باشد که چشم ازو برمگردان و از نظر نینداز. (برهان): ای شهنشاهی که مهر چرخ را هست روشن از وجودت کابنه. شمس فخری. و بعضی به یای حطی گفته اند و این شعر نظامی عروضی شاهد آورده اند: قطعه: بنشین و بشنو از من سه بیت هجو خویش تا برجهد ز خشم دو چشمت ز کاینه گویی که مثل خودنشناسم در این جهان اکنون چو می بباید گفتن هرآینه کز خام قلتبانی و ز روسبی زنی همتای خود نبینی الا در آینه. و در این تأمل است چه کابنه به بای موحده نیز قافیهٔ هرآینه و آینه تواند شد لیکن در این شعر بمعنی چشم خانه ظاهر میشود. (رشیدی). || در بعض مآخذ بمعنی مهر آمده و ظاهراً از (کابین) گرفته اند.
کلمات همقافیه با «کابنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر