معنی کابلشه
6 بازدید
[ بُ شَ هْ ] (ص مرکب، اِ مرکب) کابلشاه. رجوع به کابلشاه شود: فرومانده کابلشه از غم بدرد ز شیدسب کین کش بترسید مرد. (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «کابلشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر